https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/315225

شناسه خبر: 315225
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۷:۱۲

همت در رفع مشکل ديگران

راوی فاطمه پشوتن : بعد از شهادت برادرم محسن پشوتن یک روز خانم سوداگران که یکی از همسایه های محل ما می باشد به خانه ما آمد و گفت یک روز برای یک جلد کتاب آیت ا... مطهری مانده بودیم برای درس پسرمان و نزد هر خانه و کتابفروشی می رفتیم این کتاب را نداشتند تا اینکه یکروز به مسجد رفتیم. آقا محسن هم آنجا بود ما رفتیم و به پیش نماز مسجد گفتیم برای قبولی پسرم در دروس دانشگاهی به همچنین کتابی نیاز داریم اگر چنین کتابی را دارید به صورت امانت چند روزی به ما بدهید. پیش نماز گفت: خوب ولش کنید حالا قبول هم نشد, نشد. تقریبا نیم ساعت الی یک ساعت نگذشته بود دیدم در خانه مان را زدند. وقتی در را باز کردم دیدم آقا محسن است و کتابی را که برای پسرم نیاز داشتیم همراه آورده است تا به ما بدهد. نمی دانم از کجا او رفته بود و آن کتاب استاد مطهری را تهیه کرده بود و اصلا نگفته که چقدر گرفته یا مثلا از کجا خریده؟ فقط گفت مطالعه کنید هر وقت دیگر نیازی به آن نداشتید بیاورید و به منزل بدهید و دیگر حرفی به ما نگفت و خداحافظی کرد و رفت.