https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/327365
شناسه خبر: 327365
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۹:۵۱
مظلوميت شهيد
راوی محمد قاضی: بابارستمی یک روز برای ما تعریف می کرد که به نزد آقای چمران که در آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع بودم رفتم و از ایشان درخواست امکانات کردم. وقتی به محل کار ایشان در اهواز رسیدم فردی که درب اتاق ایشان ایستاده بود، گفت: آقای چمران فرموده اند که، امروز کسی را به حضور نمی پذیرند. بابارستمی گفت: به این برادر گفتم: برو به چمران بگو، بابارستمی آمده است. وقتی ایشان رفت بعد از چند لحظه ای دیدم چمران بیرون آمد و مرا در آغوش کشید و به داخل اتاقش مرا هدایت کرد. وقتی داخل اتاق رفتیم، پیرامون مسائل مختلف صحبت کردیم منجمله گفتیم: ما سلاحی در دست نداریم که بتوانیم با دشمن مقابله کنیم. آقای چمران فرمودند: پرونده مشهد را بیاورید. بابارستمی می گفت: وقتی پرونده مشهد را آوردند، دیدیم که در پرونده ثبت شده که هفتصد آرپی چی در اختیار مشهدی ها قرار داده ایم تیربار و .. داده ایم. در حالی که چنین نبود و فقط هفت قبضه آرپی جی و یک قبضه تیربار به مشهد تحویل شده بود.