https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/329605

شناسه خبر: 329605
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۰:۲۳

نجات مجروح

خاطرۀ از حبیب‌الله جمشیدیان:در کردستان بودیم. حین نبرد با اشرار یک نفر از نیروها تیر خورد و زخمی شد. اوضاع عمومی‌اش بسیار وخیم و درحال جان سپردن بود. محلی که او قرار داشت در دید مستقیم دشمن بود و امکان کمک به او نبود. غلامعلی جعفری پس از اقامۀ نماز ظهر در حالی‌که آشفته به نظر می‌رسید، گفت: «چه کسی همراه من می‌آید؟» من داوطلب شدم و ایشان را همراهی کردم. پس از پایین رفتن از تپه به جاده رسیدیم. شرایط طوری بود که باید از حاشیۀ جاده می‌رفتیم. رزمندۀ مجروح بیهوش روی زمین افتاده بود. هر چه به او نزدیک‌تر می‌شدیم آتش دشمن هم شدت می‌گرفت. به هر زحمتی بود، توانستیم او را به مواضع خودمان برسانیم. وقتی بچه‌ها ما را دیدند، با تعجب نگاه‌مان کردند و پرسیدند: «تیر خوردید؟» بعد متوجه شدیم به علت برخورد گلوله‌های دشمن بر آسفالت‌های جاده، تکه‌های آن جدا شده و با اصابت به ما، صورت و بدن‌مان زخمی شده است.