https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/331153

شناسه خبر: 331153
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۰:۴۳

قدر شناسی

محمد اولیائی فدافن یک شب یا دوشب قبل از اینکه آقای اولیائی به شهادت برسند به من گفت : سنگ لوحی برای خودم نوشته ام و آن را داخل صندوق لباسم داخل زیر زمین خانه ام گذاشته ام اگربه شهادت رسیدم آن را بردازید و روی قبرم نصب کنید گفتم : خوب چی نوشتی ؟ گفت : نوشته ام آرامگاه مرحوم شهید محمد اولیائی . وقتی این حرف راگفت مو بر بدنم راست شد. باورم نمی شد . شب در سنگر نشستیم و گفتیم حالا که شب آخر است خوشحال باشیم و شعر بگوییم . چند بیت شعر درباره ی آقای اولیائی فدافن گفتم ایشان ناراحت که نشد بلکه خوشحال هم شد روز بعد به ایشان گفتم : سنگ لوحت کجاست می گفت : ببین لباسها یم در زیر زمین است.چون باورمان نمی شد به ایشان می خندیدم ساعت 4 بعدازظهر آقای اولیائی فدافن کنار من ایستاده بود وگفت : همین جا سنگر بکنم خوب است گفتم : بله . پنج دقیقه طول نکشید که ناگهان خمپاره ای نزدیکمان به زمین خورد و ترکشی به صورت ایشان اصابت کرد و در جا به شهادت رسید آن جا یاد آن صحبتی ازایشان افتادم که گفت : کسانی که بی گناهند درجا به شهادت می رسند و خداوند آنها را به بهشت می برد ترکش که به صورتش خورد مغز سرش بیرون ریخت ودر جا به شهادت رسید .