https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/331485
شناسه خبر: 331485
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۰:۴۷
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی شهربانو سالاری: بعد از شهادت فرزند عزیزم نوروز علی، خواب دیدم که از مقابل پاسگاه قدیم کنار خیابان عبور می کردم که متوجه شدم پاسگاه بسیار سر سبز و زیباست و فرزندم نوروز علی با لباس های سربازی در آن جا قدم می زند. رفتم جلو گفتم: مادر جان این جا چکار می کنی؟ گفت مادر جان این صد من باغ هست که خریدمش. گفتم الهی شکر مادر جان نزدیک منزل ما هستی و لازم نیست به خاطر شغل معلمی به راه های دور بروی . به راه افتادم که بروم گفت نگاه کن مادر بایست مقداری علف جمع کنم برای گوسفندان ببر بعد گوشه ی چادرم را گرفتم و مقداری در آن ریخت راه افتادم و از خواب بیدار شدم.