https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/332115

شناسه خبر: 332115
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۱۰:۵۴

آخرين جملات شهيد

راوی بی بی زهرا موسویان: یادم هست آخرین دفعه ای که امیر به جبهه رفته بود و در آخرین روزهایی که در آن جا حضور داشت با ما تماس گرفت به او گفتم مادر جان کی به خانه می آیی برادرت مجروح شده باید از او پرستاری کنی. ایشان گفتند: من تا راه کربلا را باز نکنم به خانه نمی آیم و مادر جان شما ناراحت نباشید برادرم یکی از کوچکترین برکات الهی را دریافت کرده است. شما باید آن قدر صبر داشته باشید که اگر یکی از پسرانتان شهید شدند خم به ابرویت نیاوری و خوشحال باشی که او را در راه خدا اهدا نموده ای. من هم گفتم: راضی ام به رضای خدا و هر چه او بخواهد همان می شود. بعد خداحافظی کرد و بعد از چند روز خبر شهادت او را به ما دادند.