https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/59273

شناسه خبر: 59273
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۱۷

پدر بزرگوار شهید در خاطرات خود می گوید : این شهید...

پدر بزرگوار شهید در خاطرات خود می گوید : این شهید بزرگوار عضو بسیج بود و در تمام مراسمات مذهبی در مسجد روستا شرکت و با کمک دیگراعضای بسیج به مردم نیاز مند کمک می کردند . وهیچگاه از شهید بی احترامی ندیدم برادر بزرگوار و بزرگ شهید به نام محمد میگوید : ایشان زمانیکه استخدام نیروی انتظامی شد من گفتم که که به مناطق آرام انتقالی بگیر ، ایشان گفت : مگر مرزها نیاز به نیرو ندارد ، وباید در مرزها به صورت شبانه روزی تلاش کنیم تا امنیت برای دیگر هموطنان فراهم گردد و اگر در این راه نیزکشته شوم باز هم نمی ترسم . دوستان شهید به نام محمود و محمد می گویند : با توجه به اینکه از زمان کودکی ایشان رامی شناختیم ، همیشه فردی مودب بود . و سعی می کرد ابتدا او سلام کند و با توجه به اینکه کوچک بود ، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود ایشان به اتفاق بعضی از دوستان که در پایگاه بسیج بودند در نماز جماعت شرکت می کردند . و ایشان به پدر و مادر خود بسیار احترام می گذاشت ، و مادر شهید پس از سه ماه از شهادت علی فوت نمود .