https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/59835
شناسه خبر: 59835
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۳۱
سرباز امام زمان
راوی دوست شهید:«از اعزامش به منطقه مرزی هفت ماه میگذشت. دوستانش میگفتند: «تصمیم گرفته بودیم مکان خدمت مهران را عوض کنیم، هماهنگیهایش هم انجام شده بود. وقتی با او در میان گذاشتیم گفت باید استخاره بگیرم. نتیجه استخاره برای ماندن خوب آمد. خبر داد: «اینجا به من احتیاج دارند جای من همین جاست.» دوستانش میگفتند: «ما همیشه در نامههایمان مینوشتیم بسمهتعالی یا اینکه بسماللهالرحمنالرحیم ولی مهران همیشه مینوشت بسم ربالشهدا و صدیقین.» این روزهای آخر میگفت: «باید رضایت پدر و مادرم را جلب کنم تا خدا زودتر دعوتم کند.» آقای مجید اکبری همرزم شهید مهران اقرع می گوید: تازه از مرخصی آمده بودم، نزدیک ظهر بود رسیدم پایگاه؛ خواستم به پایگاه وارد شوم که چشمم به شهید اقرع افتاد که در پیش ایستاده بود و همه پرسنل پایگاه اعم از کادر و وظیفه پشت سرش نماز می خواندند. همان جا بود که فهمیدم شهید اقرع نمازجماعت را در پایگاه های مرزی برگزار نموده است. نه تنها من بلگه کل پرسنل پایگاه خوشحال بودند چون جو پایگاه یک جور شده بود و همه لذت می بردند. فضایل شهید برگوار باعث شده بود که الهام بخش دیگران نیز باشند وآن ها را برای خودسازی آماده کنند. مهران بین نمازها برای همکاران درمورد احکام، معصومین و احادیث صحبت می کردند و تأثیر غیرقابل تصور آن شهیدبزرگوار خبر از خودسازی و تقوای الهی ایشان می داد؛ من و شهید علی امامدادی هم که شت سر شهیدبزرگوار مهران اقرع نماز می خواندیم خیلی لذت می بردیم و وجود آن شهید بزرگوار باعث بالارفتن روحیه معنوی و ولایتمداری ما شده بود. --------------------------------------------------------------------------------------------------------- آقای اسماعیل ادهمی همرزم شهید مهران اقرع تعریف می کند: سال دوم دانشگاه بود، یک شب که داخل آسایشگاه بودیم شوخی می کردیم و می خندیدیم؛ با بچه ها هنوز ما نشسته بودیم که مهران از راه رسید لبخندی زد و نشست پیش ما بعد از مدتی صحبت با ما یک نگاهی انداخت دورتادور آسایشگاه خیلی ناراحت شد بهش گفتم کسی حرکت بدی انجام داده گفت: نه. می دونید امشب چه شبیه، گفتیم نه. امشب شب شهادت یکی از ائمه معصومینه. گفت: ما اسم خودمون گذاشتیم شیعه امشب شب شهادته ما نشستیم دورهم داریم می خندیم اشک از چشمانش جاری شد. گفت امام زمان دلش شاده شیعه داره. حتی شب شهادت هم دیگه برای هیچکس مهم نیست.بی اختیار اشک همه ما جاری شد. اون شب کلی برامون صحبت کرد تا دیروقت نشسته بودیم برای ما حادیث و روایات می گفت.واقعأ به حق صحبت می کرد می گفت نذارین دچار لذت های دنیا شوید که همه چیز از یادتون بره که حتی از یاد ببریم امشب شب شهادته. همرزم شهید مهران اقرع می گوید: شهیدبزرگوار مهران اقرع علاقه شدیدی به قرائت قرآن کریم داشت در دانشگاه هرچند ساعت رو به پایان شب می رفت صدای دلنشین مهران را می شنیدیم که آیات وحی الهی را تلاوت می نمود و بردل می نشست. نشستن صدای دلنشین قرآن حکایت عجیبی از رمز و رازهای آن شهید بزرگوار بود.هدیه ایشان نیز به من این بوده است که گاهی اوقات گوش دل می سپردم به تلاوت زیبای ایشان و مهارت روانخوانی خود را افزایش می دادم.اینکه آن شهید انس عجیبی با قرآن داشت، آیه 79 سوره واقعه را به یادم می آورد آنجا که خداوند متعال می فرمایند: جز پاک شدگان از هرنوع آلودگی، به حقایق و اسرار قرآن دسترسی ندارند. زندگی شهدا اینگونه بوده است که خدا آن ها را برای خود انتخاب کرده است.