https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/60001

شناسه خبر: 60001
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۳۶

کمک به دیگران

راوی مادرشهید:اتفاق بی‌تفاوت نبود. اگر کاری از دستش برای دیگران برمی‌آمد دریغ نمی‌کرد. برایش فرقی نداشت سر کار باشد یا نه. اگر فامیل و آشناها زنگ می‌زدند و کاری برایشان پیش آمده بود، سجاد حتی اگر مشغول خوردن ناهار بود، دست می‌کشید. می‌رفت به کمک آن‌ها. من می‌گفتم: «لااقل ناهارت رو تموم کن. سفره گناه داره. بعد برو» می‌گفت: «توی این دو_سه دقیقه‌ای که قراره من ناهارم رو بخورم ممکنه برای این بنده خدا اتفاقی بیفته.» شهید سجاد آباریان سرّ درون از بین ما تنها او بود که می‌دانست شهادت به اسم و چهره و شهرت نیست. شهادت قلبی را می‌خواهد که ایثار را بلد باشد. او می‌دانست که رنگ رخساره همیشه نشان دهندة سر درون نیست. سرّ درون آدمی را تنها خداوند خوب می‌شناسد. در دفتر خاطراتش برایمان خاطره‌ای نوشته بود و زیر عکس خودش گفته بود: «درسته عکسم به شهدا نمی‌خوره، ولی یه روزی شهید می‌شم!»