https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/60026

شناسه خبر: 60026
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۳۶

تولد

پدرشهید:15 روز مانده به تولدش میخواست به مرخصی بیاد که داداش بزرگم زنگ زد که بیا خونمون حال پسرم بد شده.منم گفتم تو هستی دیگه من چرا بیام؟گفت نه توام بیا.من رفتم اونجا دیدم داداش بزرگم و پسرش و یه داداش دیگم نشستن من تا اینارو به اون حالت دیدم گفتم علی چیزیش شد بعد داداشم معطل نکرد گفت علی شهید شد.بعد آمدم دم خونه داشتم گریه می کردم و همسرم منو از پنجره دید و تا وارد حیاط شدم همسرم متوجه شد که علی چیزیش شده.