https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/60508
شناسه خبر: 60508
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۵۲
بنده خدا
یکی از نکاتش این بود که همیشه تو آموزشی چون تک پسر هم بود و کسی رو نداشت به من می گفت تو که حداقل چهارتا داداش داری که چهار ستون تابوت رو برات بگیرن اما من هیچکسو ندارم که برام بگیرن بعد همیشه می گفتم که بابا باید دوماد بشی بعد اشتباه کردی اومدی تو سازمان چون تک فرزند بودی.گفت علاقه خاصی داشتم که اومدم. در خصوص دامادیش هم دیر اقدام کرد باید زودتر اقدام می کرد خدابیامرز.در تاریخ ششم اردیبهشت اقدام کردند.بعد وام ازدواجشو 15 میلیون برداشت و چون مادرپدرش مریض بود بخاطر همین پولو داد به عموش و مادر و عموشو فرستاد شیراز جهت عمل. تازه مادرشو عمل کرده بودند اورده بودند منزل و پدرشم مشکل ریوی داشت.هیچکدوم وضعیت درستی ندارن. همیشه در خصوص از جان گذشتگی و معرفت الگو بود مثلا فرمانده همیشه منو اذیت می کرد و پست میذاشت ولی اون همیشه از کسانی بود که داوطلب میشد میگفت میرم میگم منو جای تو بنویسن که تو بری استراحت کنی.همیشه نماز جمعه می رفت و آدم عزیزی بود مثلا اگه کسی سربه سرش میذاشت یا باهاش بد می کرد مثلا خود من بهش می گفتم جوابشو بده نذار پررو بشه می گفت ولش کن بذار اینا کارشونو بکنن من کاری ندارم.یا مثلا جایی حقش ضایع می شد دنبال حقشو نمی گرفت می گفت خدا جای حقه خدا حق منو از اینا می گیره. اینجوری بگم وقتی کسی میمیره خانوادش یا نهایتا عمویی یا خاله ای خیلی گریه می کنه ولی وقتی این شهید شد یه روستا عزادار شدند.وقتی من به عنوان نماینده رفته بودم دنبال جنازه مثلا طرف نمیدونم چیکارش بود یه زنی بود سی و چهار پنج سال سن داشت می گفت مثل داداشم بود همیشه بدردم خورده کمکم می کرد اگه کسی مشکل مالی داشت از دستش برمیومد کمکش می کرده اینجوری بوده.توی آموزشی تختش کنارمن بود همیشه باهم بودیم و پسر خوبی بود نه الان که فوت کرده بخوام بگم واقعا پسر خوبی بود تازه یه چیزایی تو وجود خودشون هست که ما نمیدونیم.