https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/60602
شناسه خبر: 60602
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۳:۵۵
نظر کرده حضرت زهرا (س)
راوی سربازشهید:سروان بیرانوند فرمانده ما بود. توی اهواز با یک باند سارق مسلح درگیر شدیم. آنها بی محابا تیراندازی می کردند ولی ما مجبور بودیم مراقب مردم کوچه و بازار باشیم. به حومه شهر که رسیدیم زد و خوردمان نزدیک تر و شدیدتر شد. فرمانده مرتب زیر لب ذکر « یافاطمه زهرا » می گفت. به هر زحمتی که بود بیشتر اعضای باند را گرفتیم. البته یکی شان متواری شد ولی در مجموع عملیات موفقیت آمیزی بود. کارمان که تمام شد به ایشان گفتم : علت خاصی داره که تمام مدت اسم حضرت زهرا (س) را می بردید؟ به راننده اش مسیر برگشت را نشان داد بعد لبخندی زد و در جوابم گفت : بله. من نظر کرده حضرت ام. قصه اش مفصله. می شه برامون بگید ؟ البته اگه محرمانه نباشه.
راستش من در جوانی برای شنا کردن رفته بودم رودخانه. نفهمیدم چطور شد که آب مرا با خودش برد . نفس ام که تنگ شد مرگ را با چشم دیدم . داشتم غرق می شدم که به یاد حضرت زهرا (س) افتادم و به ایشان متوسل شدم . به طرز معجزه آسایی توسط راننده کامیونی که از آن نزدیکی ها رد می شد نجات پیدا کردم . بعد از آن ماجرا همیشه در درگیری ها یاد ایشان به قلبم آرامش می ده