https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61091
شناسه خبر: 61091
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۰۵
اعزام
به نقل از همسرشهید:قصه بودن حسین در سوریه، با اینکه یک قصه کوتاه بوده، از 20 مهر و اعزام او به سوریه شروع شده و با شهادتش در بیست و هفتمین روز مهر به آخر رسیده، اما حکایت یک دلدادگی دوساله را پشت سر دارد.
همه آن 730 روزی که حسین آقادادی برای اعزام به سوریه داوطلب شده بود و با اعزامش موافقت نمی شد: « با اعزام برادرم به خاطر مسئولیتی که داشت مخالفت می شد، حسین فرمانده گردان استحکامات گروه مهندسی 40 صاحب الزمان و بعد هم فرمانده ایمنی و اقدامات تامینی بود. به خاطر همین مقام بالاترش می گفت که ما به مهارت تو اینجا نیاز داریم. از طرف دیگر چون حسین برادر شهید هم بود، با اعزامش موافقت نمی شد، با این حال او سرسختانه بر خواسته اش برای اعزام پافشاری می کرد و نا امید نمی شد.»
دلیل این پافشاری برای اعزام به سوریه و دفاع از حرم ، برای این خانواده دلیل واضحی است؛دلیلی که به اعتقادات شان گره خورده : « حسین از بچگی مدافع مظلوم بود ، این خصوصیت اخلاقی اش بود که نمی توانست ظلم را ببیند و آرام بنشیند. در سوریه هم از وقتی که بحث مبارزه پیش آمد وقتی می دیدید که تکفیری ها و داعشی ها به مردم مظلوم و بی دفاع سوریه حمله می کنند ناراحت می شد و می گفت که من وظیفه دارم از اینها دفاع کنم. از طرف دیگر بحث حفظ اعتقادات و حریم اهل بیت هم برایش مهم بود ، می گفت که من برای اهل بیت جان می دهم و افتخارم این است که در رکاب اهل بیت باشم