https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61114

شناسه خبر: 61114
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۰۵

ریا

به نقل از مادرشهید:هفده ساله بود می دیدم تا دیر وقت بیدار است پاسی از نیمه شب می‌گذشت و صدای زمزمه های مناجاتش هنوز به گوش می‌رسید. گاهی به داخل اتاق سرک می‌کشیدم، در حال خواندن نماز شب بود و زمزمه‌هایی که با خدایش داشت. وقتی می‌پرسیدم چکار می‌کردی تا آخر شب بیدار بودی؟ _امتحان می‌خوندم. _چی میگی مادر! من که دیدم داشتی نماز شب می‌خوندی. _ مادر جون دیگه نگو!! ریا میشه.