https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61466
شناسه خبر: 61466
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۰
کمک به غریبه
از یزد برمی گشتند. برف آمده بود و هوا به شدت سرد بود. بریدگی نایین را که رد کردند روح الله یک دفعه ترمز کرد.
در آن تاریکی شب ماشینی در کنار خیابان ایستاده بود. فهمید پنچر کرده و تایر یدک ندارد. تایرشان را درآورد و تایر یدک خودش را زیر ماشین آن ها انداخت.
بعد هم آدرس داد تا هر وقت توانستند تایرش را برایش بیاورند.
مرد غریبه از این لطف روح الله در بهت ماند و نمی دانست چگونه محبتش را جبران کند.