https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61514

شناسه خبر: 61514
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۰

خوابی که تعبیر شد….

راوی دختر شهید: مادرم قبل از رفتن پدرم خواب دیده بود که کاروانی راهی کربلا بودند. پدرم جلودار کاروان شده بود و وقتی مادرم مانع رفتن پدرم شده بود، رئیس کاروان از مادرم خواسته بود مانع داد محمد نشوید زیرا او سرگروه این کاروان است و قرار است آنها را به کربلا ببرد. ابالفضل برادر کوچکم درخواست می کرد که برای پدرم کفش بخریم تا وقتی امام زمان ظهور کرد با آن کفش های هدیه روز پدر، در لشگر امام زمان باشد. جالب است که امسال هم دائم درخواست خریدن کفش برای پدرم را دارد.