https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61600

شناسه خبر: 61600
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۰

شهادت

آنچه براي شما به عنوان يك فرزند شهيد مي خوانم قصه نيست كه سرگرمتان كند، افسانه نيست كه شما را به روياهاي دور و دراز ببرد. بلكه تپش هاي غمگين قلب دختري است كه ديگر چشمانش قامت زيباي پدر را مشاهده نخواهد كرد، دختري كه چراهاي بي پايان ذهنش بي پاسخ خواهد ماند و بر اندوه او كسي جز مادر داغدار او و برادر مهربانش نخواهد گريست، دختري كه نم اشك چشمانش هيچگاه خشك نخواهد شد، دختري كه تنها زيارت گاهش مزار پدر خواهد بود. پدرم: تو سوار بر بال فرشتگان با مركب شهادت به ديدار معبود و مولايت علي شتافتي، هم او كه نامت را از او گرفتي و شهرتت را از كنيه اش، باباي مهربانم: خيلي دلم مي خواهد كه بدانم در شب قدر از خداي خود چه خواستي و چه آرزويي طلب نمودي كه اينگونه شجاعانه و بدون هراس و با وضو و با زبان روزه به آغوش شهادت شتافتي و مرا تنها رها كردي نمي دانم در ضيافت عشق از افطار خونين گلوله ها چه حلاوتي چشيدي كه در ديدار معبودت عاشقانه لبخند زدي و فرياد يا الله و ذكر يا حسين سر دادي پدر جان: امروز به دياري آمدم كه مي گويند زرين شهر است، شهر زرين، اما من در تمام خاطراتم، در تمام صفحات دلم، مي¬نويسم شهر ميقات و ديدار. شهري كه تو با معبودت وعده ديدار داشتي. جايي كه تو را گلگون كفن پيچيده در حريري بهشتي تقديم مي كردند، جايي كه زرين ترين گوهر زندگيم را از من گرفتند. دريغا دريغا نمي دانستم در دفتر ايام زندگيم روزي فرا خواهد رسيد كه من به استقبال تو بيايم و تو را به خانه برگردانم و چه غمگين تو را ديدار كردم، آرام خوابيده بودي. افسوس كه بسترت سنگ بود و جامه ات كفني خونين، در آن چشمان زيبا چه آرامشي موج مي زد كه اين گونه فارغ از غم و اندوه دلِ من، عاشقانه آرميده بودي. پدر جان: نمي-دانم تو ضجه هاي يا كريم دل من و سعيدت را نشنيدي كه ملتمسانه بر گرد كالبد خونين و پاره پاره¬ات طواف غم مي كرديم. پدر جان بارها برايم قصه حضرت رقيه و سكينه دردانه های سرورت حسين را حكايت مي كردي ولي نمي¬دانستم من نيز روزي اين گونه با پيكر غرقه به خونت، ديدار خواهم كرد. اما خرسندم كه مادران اين ديار هميشه قصه آن عاشقي را حكايت خواهند كرد كه عاشقانه در راه دفاع از ديارشان جان خويش را فدا كردند. پدرم خلعت زيباي شهادت بر قامت بلند و زيبايت مبارك باد. اميدوارم كه من زينب گونه و سعيد حسین گونه راهت را ادامه دهيم.