https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61646

شناسه خبر: 61646
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۱

دغدغه یک دوست

به نقل از همسر موسی جمشیدیان:سال 1394 بود که رفتیم مشهد مقدس. روز اول اقامت‌مان بود که خبر شهادت علیرضا نوری را به موسی دادند. نشست روی پله، سرش را تکیه داد به دیوار و شروع به گریه کرد. تا به حال ندیده بودم موسی این‌گونه گریه کند. خیلی ترسیدم. پرسیدم: «چه شده است؟» گفت: «علیرضا شهید شده است.» مدام نگران خانواده علیرضا بود و می‌گفت: «که حالا آنها چه کار می‌کند؟»