https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61683
شناسه خبر: 61683
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۱
خبر شهادت
به نقل از همسر شهید:آن روز از صبح بیتاب و نگران بودم و علت این همه دلواپسی را نمیدانستم. تا اینکه عصر درب خانه به صدا در آمد، پدرشوهرم رفت و برگشت، سپس با ناراحتی به ما گفت که لباسهایتان را بپوشید تا برویم بیمارستان، رضا زخمی شده است. پس از شنیدن حرفهای ایشان، بدنم شروع به لرزیدن کرد و بیاختیار اشک از چشمانم جاری شد، بیدرنگ جلوی درب خانه رفتم و دوست رضا را قسم دادم و گفتم: «رضا شهید شده؟» پاسخ داد: «نه، بیمارستان بستری است» بیدرنگ برای ملاقاتش رفتیم. نمیگذاشتند پیش ایشان برویم، فقط از پشت پنجره نگاهش کردیم. دستگاهی به او وصل بود تا بتواند نفس بکشد به گفتۀ دکترش، به شدت ضربه مغزی شده بود و معلوم نبود چه شرایطی پیدا کند. خلاصه یک هفته گذشت و وضعیت جسمانی رضا هیچ تغییری نکرد. تا اینکه خبر شهادت ایشان را برایمان آوردند.