https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61700

شناسه خبر: 61700
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۲

شبِ عاشورایی دِگر

به نقل از همرزم شهید: چند روز پس از عملیات خیبر بود. پس از سازماندهی نیروهای طرحِ لبیک امام، از طرف فرماندهی اعلام شد که تمام نیروهای مستقر در منطقه به منظور سخنرانی فرماندهی لشکر در محلی گِرد هم جمع شوند. همین که حاج احمد وارد محل شدند، با صحنه‌ای عجیب رو‌به‌رو شدیم. سر و دست حاجی باندپیچی شده بود و این موضوع برای ما جای بسی سئوال داشت. ایشان در سخنرانیِ خود به این مطلب اشاره کردند که در این منطقه مدام با حجم سنگین آتش دشمن و کمبود امکانات مواجه هستیم. اینجا صحرای کربلاست. هر که تمایل دارد می‌تواند تا صبح، منطقه را ترک کند. همان گونه که مولای‌مان امام حسین(ع) فرمودند که هر کس فردا بماند، شهید می‌شود، من هم این مطلب را می‌گوییم. صدای گریه و ضجه در مجلس اوج گرفت. حال، حال غریبی بود و عجیب معنوی. دلاوران اسلام همدیگر را در آغوش می‌گرفتند و اشک می‌ریختند. حاجی هم پابه‌پای یارانِ مخلص خود می‌گریست. اشک شده بود یار وفادار بچه‌ها. چه شبی بود آن شب. آن شب، شبِ عاشورایی دِگر بود.