https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/61853

شناسه خبر: 61853
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۳

قبل از اسارت

راوی همسر شهید: معمولا یک نفری که داغ می‌بیند جمع می‌شوند دورش و آرام آرام می‌گویند این اتفاق افتاده. مثلا درباره اغلب شهدا اولش میگویند زخمی شده، بعد می‌گویند حالش بده شده است و در انتها می‌گویند شهید شده است. من چند ساعت قبل از اسارت با محسن صحبت کردم. ایشان اول گفتند که دلم خیلی تنگ شده است. دلم برای علی آقا تنگ شده است. ان‌شاء الله بتوانم برای عرفه برگردم و اگر نشد دهه اول محرم برمی‌گردم. پرسید که آیا علی آقا فرزندمان راه افتاده که به استقبالم بیاید؟ گفتم که بله تا آن موقع راه هم افتاده و می‌آید استقبالت.