https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62392
شناسه خبر: 62392
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
با اعلام خبر حمله چند نفری از حال رفتند
راوی پسر شهید: هنوز همهچیز پنهانی بود. در یک کفاشی در همین محله گلشهر ثبتنام کردیم و برای دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها ، لباس رزم پوشیدیم. چهار روز از شهریور سال۹۲ گذشته بود که با تعدادی از دواطلبان، عازم سوریه شدیم. فردایش به پازوکی رسیدیم. آمریکا اعلام کرده بود که تا ۲۴ساعت دیگر دمشق را با خاک یکسان میکند. بعد از پازوکی یک شب را هم در پادگان آمل گذراندیم. آنجا بود که یکسری وسایل اولیه مثل لباس زیر، مسواک، حوله و لوازمی از این دست را در اختیارمان قرار دادند. از تهران که حرکت کردیم، ۱۲۰نفری میشدیم. در پادگان آمل، اخبار ساعت۷، خبر حمله را که پخش کرد، چند نفری از حال رفتند. فرماندهای که اسمش خاطرم نیست، آمد و گفت: «عزیزان من، خبر را که شنیدید. ممکن است شما آخرین گروهی باشید که شهید میشوید. ممکن است هیچکاری از دست ما برنیاید که برایتان انجام دهیم، پس خجالت نکشید. هر کسی دوست ندارد، یاعلی بگوید و برود. مهاجران هم گمان نکنند که آنها را برای این نرفتن، به افغانستان دیپورت میکنیم یا اذیت و آزاری میبینند. با خیال راحت برگردید سر خانهوزندگیتان.» آنجا ۱۵نفری از ما جدا شدند. بیشتر مهاجر مشهدی بودیم و بعد تعدادی از قم، اصفهان و دیگر شهرها هم به ما ملحق شدند.