https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62545
شناسه خبر: 62545
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
حلالم نکنی بهشت که هیچی جهنم هم نمیبرند
وقتی از سمت پنجراه داشتیم از حرم خارج میشدیم سلام میدادیم گفت: لیلا خانم؟ گفتم: بله. گفت یک چیزی، به این امام رضا(ع) که روز قیامت شاهدمان باشد هر چه بدی در حقت کردم ببخشی. گفتم: برو بابا چه چیزهایی میگویی. گفت: نه دیگه جدا حلالم کن. آدمیزاده یکدفعه دیدی رفتم یک گلوله خورد به سرم کشته شدم. تو حلالم نکنی بهشت که هیچی جهنم هم نمیبرند. با شوخی و خنده به شاهدی خدا و امام رضا(ع) حلالش کردم. گفت: خب خیالم راحت شد. دو قدم آنطرفتر رفتیم باز گفت: راستی مهریهات را هم میبخشی؟ گفتم: دیگه چی خیلی پر رو نشو. گذشته را بخشیدم. مهریهام را هم ببخشم راحت برویی دو روز دیگر از سوریه بیایی بگویی بفرمایید خانه پدرت. گفت: باشد دوست نداری نبخش فوقش شهید شدم خانهمان که هست به برادرم میگویم سهم من را بعنوان مهریهات بدهد.