https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62617
شناسه خبر: 62617
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۹
وابسته نشوید
راوی مادرشهید: همیشه میگفت بچههای مردم را ببینید. اسیر میشوند و به من میگفت: «نگذاشتید من بروم و این گونه شد.» من میگفتم: «هر بار که تو میروی من تمام بدنم میلرزد.» میگفت: «مادر این اندازه وابسته نشوید چرا که خواب دیدم نوری آمد و رفت و امام زمان(عج) به من گفت چرا نرفتی و از قافله عقب ماندی؟» از زمانی که به افغانستان رفتیم به من میگفت: «رضایت بدهید من به ایران بروم.» هر بار این حرف را میزد و من اجازه نمیدادم، شب خوابی میدید و روز بعد برای من تعریف میکرد که مثلاً خواب امام خمینی(ره) را دیدم که در کلاسی به ما درس میدادند. از کودکی این گونه بود. دو پسر دیگر من یکی در سوریه و دیگری نزد من است اما به پای رضا نمیرسند. رضا خیلی پاک بود، خیلی حرام و حلال را مراعات میکرد. رضا طور دیگری بود.