https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62638
شناسه خبر: 62638
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۹
گفت خواهرم دمام امسال هیئت با تو
«بی بی فاطمه» خواهر شهید هم از وصیت شهید می گوید: من و برادرم خیلی با هم صمیمی بودیم، مدتی که در تهران بود و من دلتنگش می شدم و به او تلفن می زدم همان پشت تلفن برایم شعر «کجایید ای شهیدان خدایی را می خواند» و با صدایش غمم فراموش می شد. این دو سال آخر را برای سکونت به مشهد آمدند. یک بار که در ابتدای همین کوچه که اسم پدر شهیدم بر آن نامگذاری شده است، ایستاده بودیم برادرم گفت: خواهر اسم شهید هم کمرنگ شده است. خدا کند نام و یاد شهدا از ذهن مردم پاک نشود. الان که برادرم هم راه پدرم را ادامه داده و شهید شده عطر شهادت نه تنها در کوچه که در شهر مشهد پیچیده است. من هم زینب وار راه برادرم را ادامه می دهم و حتی دوست دارم در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت برسم. وقتی می خواست برود گفت: خواهر این ماه محرم من نیستم، دمام با تو. گفتم من زنم یعنی چی دمام با تو؟ چند بار جمله اش را تکرار کرد و گفت خودت می آیی و دمام می زنی وسط هیئت. تا این که خبر شهادتش رسید و من وصیتش را یادم آمد. به جوانان فامیل گفتم برادرم وصیت کرده در ماه محرم برای عزاداری اباعبدا...(س) دمام بزنید.