https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62639

شناسه خبر: 62639
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۹

محمد جواد جای پدرش را برایم پر کرده بود اما...

نحوه اعزام پدر و پسر به جبهه شبیه هم است. سید نجفعلی حسن زاده و سید محمد جواد حسن زاده هر دو با وعده برگشت به خانواده رفتند اما پیکرشان غرق به خون از جبهه برگشت. «بی بی صدیقه حسن زاده» همسر شهید نجفعلی و مادر شهید سید محمد جواد حسن زاده می گوید: پدر و پسر ماجرای جبهه رفتنشان را از من مخفی کردند، البته حق هم داشتند شاید اگر می دانستم عشق و عاطفه ام مانع رفتنشان می شد. روزهای عید سال 61 بود و من هنگام دید و بازدید متوجه شدم همسرم از اعضای فامیل حلالیت می طلبد. به خانه که آمدیم پرسیدم: مگر کجا می‌خواهی بروی؟ گفت: جبهه، گفتم مرا با دو بچه 2 و 3 ساله می‌خواهی رها کنی و بروی. او هم مثل محمدجواد گفت: اولا من شما را به خدا سپردم و او از شما مراقبت می کند، ثانیا ناراحت نباش بعد از یک ماه بر می گردم و به مسافرت می رویم. اما وقتی که تصمیم جدی برای رفتن به جبهه گرفت، از من پنهان کرد که مانعش نشوم. سید به دخترمان بی بی فاطمه که بزرگتر بود خیلی محبت می کرد و به او گفته بود من می خواهم به جبهه بروم به مادرت نگویی که بی تابی می کند. سه ماه در کردستان بود تا این که به شهادت رسید و پیکرش را به سردخانه بیمارستان قائم (عج) انتقال دادند. یکی دو روز بعد از شهادتش بدون این که از شهادت همسرم اطلاع داشته باشم در منزل مادر همسرم وعده بازگشت و رفتن به سفر با شهید را بازگو کردم. در حال صحبت بودم که دیدم مادر و خواهر همسرم و دیگران به یکدیگر نگاه کردند. ناگهان دلم ریخت و پرسیدم: سید نجفعلی شهید شده؟ گفتند: چیزی نشده. آمدم بیرون به برادرم التماس کردم اگر اتفاقی افتاده به من بگویند. برادرم ابتدا چیزی نگفت اما بعد گفت: به شرطی سید نجفعلی را نشانت می دهم که گریه نکنی، مبادا اشک تو را منافقین ببینند چون منتظرند از همین اشک های خانواده های شهدا علیه کشور تبلیغ کنند.پذیرفتم و به سردخانه بیمارستان رفتم و با شهید حرف زدم و گلایه کردم که با دو بچه کوچک چه کنم؟ دستش را گرفتم حس کردم دست شهید هم دست مرا گرفته..... بعد از او محمد جواد جای پدرش را برای من پر کرد. محبت بسیار زیادی به من داشت و مرا دلداری می داد و در همه مشکلات همراه و همقدمم بود. خیلی سخت است که محمدجوادم نیست اما از این که فرزندم این راه را انتخاب کرده است بسیار خوشحالم و از او راضی ام.