https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62699
شناسه خبر: 62699
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۹
دنیای امیرعلی دوساله
امیرعلی پسر دو ساله شهید عارفی وسط مصاحبه یکسره بالا و پایین می پرد و غرق دنیای کودکانه خودش است.یک اسلحه اسباب بازی توی دستش دارد.پدر بزرگش رو به او می کند و با لبخند از او می پرسد:«امیر علی چکار می کنی؟» امیر علی با همان لحن کودکانه اش جواب می دهد:«تیر اندازی می کنم» پدر بزرگ می پرسد:«با تفنگت می خوای چکار کنی؟» امیر علی نگاهی به عکس پدرش می اندازد و می گوید:«می خوام با تفنگم دشمنای بابامو نابود کنم» امیر علی به این طرف و آن طرف می دود و یک شعر را زمزمه می کند که درست متوجه نمی شوم چه می خواند، پدر بزرگش می گوید این شعر را آقا مصطفی بهش یاد داده و شروع می کند به خواندن شعر، خوب که دقت می کنم تازه شعری را که امیر علی می خواند، متوجه می شوم.امیر علی روی مبل ها بالا و پایین می پرد و می خواند: یه دل دارم حیدریه /عاشق مولا علیه /من این دلو نداشتم /از تو بهشت آوردم /مشقامو خوب نوشتم / خدا بهم عیدی داد /یک دل حیدری داد