https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62764

شناسه خبر: 62764
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۹

پيش بيني شهادت

راوی موسی رضایی: شبی خواب می بیند که شخصی لیستی در دست دارد و صورت برداری می کند ، می گوید : رضایی اسم تو را هم داخل این لیست نوشتم همراه با راهیان کربلا ، صبح که می شود ایشان از دوستانشان حلالیت می طلبد و وصیت نامه اش را می نویسد . سپس می گوید : در مرخصی که بودم خداوند به من هدیه ای عطا فرموده ( تولد فرزندش ) و مرا دیشب قبول کرده است . شب بعد از آن به ارتفاعات اسلام آباد می آیند . با آقای عزیزی برای شناسایی از ارتفاعات بالا می رود ، در ضمن بالا رفتن به عزیزی می گوید : شهادت هر لحظه به من نزدیک می شود . و از این ارتفاع برنمی گردم به شما وصیت می کنم که به همسرم بگویید . به پدر و مادرم همانند پدر و مادرش به یک اندازه احسان کند . که در نزد خدا بی اجر نخواهد بود . و دیگر اینکه بچه های مرا خواب تربیت کند و تحویل جامعه بدهد ، من یک پاسدار هستم و هر چه فکر می کنم تمام پاسداران جانفدای اسلام بوده اند و اگر فرزندی از ما خراب باشد ، دشمن خواهد گفت که پاسداران ظلم کرده اند و بچه هایشان به چه روزی افتاده اند . بعد عزیزی می گوید : شنیدم صدای رگبار گلوله ای آمد . افتادیم . از ناحیه دست و پای من خون زیادی می رفت و شنیدم که رضایی ناله ای کرد و بعد صدا قطع شد فهمیدم که به شهادت رسیده است .