https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62797
شناسه خبر: 62797
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰
جهاد با نفس
راوی محمد باقر نوری: شهید رضایی قبل از اینکه برای دومین دفعه به جبهه اعزام شود پیش می آمد و می گفت : فلانی من دفعه قبل که به جبهه رفتم برای تهیه ظروف و وسایل مورد نیاز در جبهه به مشکل برخورد کردم . اگر ممکن است شما پولی برای ما تهیه کنید . من در عوض سند یا چکی به شما می دهم . گفتم اشکالی ندارد . پرسیدم : شما چقدر لازم دارید ؟ گفت : 150 هزار تومان . من کارشان را درست کردم . اما وقتی می خواست چک را بدهد ناگهان به فکر فرو رفت و گفت : آقای نوری من همان سختی را تحمل می کنم ولی این پول را قبول نمی کنم من دارم رو به مرگ می روم . وقتیکه به جبهه می رسم حتی خانواده ، والدین و تمام هستی خود را فراموش میکنم . آن وقت چگونه این پول را از شما بگیرم و بروم خرج بکنم اگر شهید شدم جواب شما را چه بدهم ؟ پولهای ما را داخل صندوق گذاشت و چک خودش را برداشت و پاره کرد .