https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62897

شناسه خبر: 62897
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰

لحظه و نحوه شهادت

راوی احمد رازقندی: جنگ تمام شده بود وآتش بس اعلام شده بود. قرار بود دوعدد گردان ارزیابی خط را انجام دهد و گویا در خط کوشک دشمن تحرکاتی ازخود نشان میداد. قرار بود چند شب بعد دوتا گردان جوابگوی آن تحرکات باشند. گردان عبدا... وهمین گردان جندا... دو تویوتا بود یکی از گردان عبدا... ویکی از جندا... کادر گردان ها سوار شدند تا عازم خط مقدم شوند تویوتای جلوی ما به فرماندهی برادر عزیز جناب سرهنگ سراج و تویوتای بعدی به فرماندهی جناب سرهنگ مهری، این دو گرادن بعد که برای ارزیابی خط میزنیم. تویوتای جلوتر ازما چند کیلومتری فاصله داشت. که وقتی ما به آن رسیدیم دیدم که گرد و خاکی بلند شد و چند تا از برادران مجروح شدند و چند نفردیگر را انتقال داده بودند ما در حین انتقال برخورد کردیم با شهید رحیمی خواه که جلوی ماشین افتاده بود. گویا خمپاره ای به عقب ماشین اصابت می کند که چند نفری مجروح می شوند از جمله شهید رحیمی خواه. شما تصور کنید زمانی که آتش بس بود و حتی می گفتند جنگ تمام شده وگلوله ای ردوبدل نمی شود. درهمان حین خدا صحنه ای را درست می کند تا ایشان را فراخوانی کند و سپس به درجه رفیع شهادت نایل آید که من به اتفاق یکی از همکارها و هم روستائیشان جناب سرهنگ عباس نوده ای به دنبال شهید رحیمی خواه رفتیم که بعدا اطلاع پیدا کردیم که شهید شده اند به معراج شهدای اهواز رفتیم و جنازه ایشان را یافتیم. در جعبه را باز کردیم یک روبوسی وخداحافظی و دعای نیابتی بجا آوردیم و از آنجا بیرون رفتیم. سپس ما در همان خط مستقر شدیم. طریقه شهادت ایشان اینگونه بود و زمانی که در طول جنگ به آرزویش نرسیده بود در زمان آتش بس خدا فراخوانیش کرد تا بسوی شهادت گام بردارد. امیدواریم که خداوند لطف و عنایتش را مورد توجه ما هم بکند. بالاخره راههایی وجود دارد تا در راستای شهدا قدم برداشت.