https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62939
شناسه خبر: 62939
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
یادم هست شب هفتم فرزندم علی دولو بود که یکی از دوستان نزدیک ایشان که در آن موقع به من خاله می گفت: به نزد من آمد وگفت : دیشب علی را در خواب دیدم که با کت و شلوار سفید رنگ خیلی زیبا به درب خانه ما آمد. گفت: به مادرم سفارش کن که فردا مهمان زیادی دارد به خوبی از آنها پذیرایی کند و رفت از داخل ماشین یک سفره پر از نان را آورد و گفت این نانها را به مادرم بده تا در سفره قرار دهد و نانها را که گذاشت سوار بر ماشین شد و رفت. اتفاقاً روز بعد از تعریف کردن دوست پسرم علی مهمانهای زیادی از طرف سپاه و بهداری و شهرستان برای ما آورد که به شکر خدا ما توانستیم به نحو احسن از آنها پذیرایی کنیم و من آن موقع فهمیدم که شهیدان همیشه ناظر بر اعمال ما هستند.