https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/62979
شناسه خبر: 62979
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰
حرمت والدين
یک بار که حسین آقا می خواست به جبهه برود . با پدرم برای بدرقه ی ایشان به راه آهن رفتیم . آنجا خیلی شلوغ بود حسین آقا عجله داشت که زودتر سوار قطار شود چون می ترسید از قطار جا بماند . به همین دلیل پدرم را در آغوش گرفت . صورتش را بوسید واز او خداحافظی کرد . اما فراموش کرد که از من خداحافظی کند داشت می رفت سوار قطار شود که او را صدا کردم و گفتم : حسین با من خداحافظی نکردی ایشان برگشت صورت مرا بوسید و گفت: هیچ وقت درس و مسجد را ترک نکنی از من هم خداحافظی کرد و رفت سوار قطار شد .