https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63059

شناسه خبر: 63059
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰

حسن برخورد

راوی علی مشتاقی : آخرین روزهای قبل از عملیات بود. بچه ها داخل یکی از سوله های پشت اَروند مُستقر بودند تا عملیات آغاز شود. یک روز با شهید شجیعی بودیم و صمیمی و دوستانه در حال صحبت بودیم و به وی گفتم : از خانواده و بچه ها چه خبر؟ وی گفت: «من یک پسر هفت، هشت ساله دارم. این سری آخر که می خواستم بیایم به من گفت : باباجان، بالأخره تو کی می آیی که همیشه پیش ما باشی و این صدام را کی می کشی؟» من هم دوست داشتم که با لَحن کودکانه جوابش را بگویم و بچه را از خودم نرنجانم به همین دلیل به او گفتم: چشم این سری آخر است که دیگر صدام را می کشم! خداوند ایشان را طلبید و آن عملیات آخرش بود و دیگر از نعمت وجودش محروم شدیم.