https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63088
شناسه خبر: 63088
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰
خواب و روياي شهيد
راوی مهدی آقا گلی : هنوز یادم نمی رود روزی سید ابراهیم شجیعی توی همین سایت چهارو پنج آمد و گفت چرا نشسته اید احساس خستگی توی این چادر ها نمی کنید؟ گفتم ما این روز ها راه زیادی رفتیم گفت بلند شوید و برویم یک کمی هم راه برویم بعد یک اصطلاحی داشتیم گفتیم سید ابراهیم این دفعه دیگر - تقت زده است- شهید می شوید بالای تپه ای نشسته بودیم خیلی خودمانی با فرمانده ها و رفقا صحبت می کرد گفت: این دفعه احتمالاً مجروح می شوم پرسیدم چطور؟ گفت حقیقتش خوابی دیدم پرسیدم چه خوابت چه بوده؟ گفت خیلی اصرار نکن می گفتم نه باید بگویی چون شما خواب هم دیده ای و سید هم هستی؟ ایشان خوابش ر اینگونه تعریف کرد: خواب دو تا سید را دیده بود ما دو تا دلبری توی سبزوار داریم که برادر هستند آقای شجیعی با این دو برادر خیلی مأنوس بود اینها شهید شده بودند می گفت:من دیشب خواب دیدم که اینها به شکل دو تا کبوتر آمده بودند یکی روی شانه ی چپم و یکی روی شانه ی راستم بعد یکی شان گفت سید ابراهیم منتظرت هستیم من خیلی عصبانی شدم تکانی دادم و اینها پریدند یک نگاه مظلومانه ای به ما کردند و رفتند ممکن است این دفعه به خاطر اذیتی که کردم یا به آنها خشم نشان دادم مجروح بشوم اتفاقاً توی همان عملیات هم مجروح شد در عملیات بدر توی کمینگاهی بودیم بنا بود با آنها درگیر نشویم ولی ایشان اشتباهی آبراه را رفته بود و درگیر نشده بود یا عراقی ها گفته بودند که بگذار برود ما بعد از پشت با این ها در گیر می شویم بالاخره آن کمینی که ما نباید درگیر می شدیم در گیر شدیم که آنجا سید ابراهیم توی قایق مجروح شد که به عقب انتقال پیدا کرد ما به عقب برگشتیم دیدیم از ناحیه شکم و سینه مجروح شده است. بعد گفتیم خوابهایت راست در می آید شما گفتید که امکان دارد مجروح بشوم این طور هم شد.