https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63097

شناسه خبر: 63097
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰

برخورد با مخالفين

راوی علی اکبر نظیف : یک نیروی وظیفه ای داشتم ایشان ده روز به مرخصی رفته بود بعد از 15 روز یعنی پنج روز غیبت کرده آمد وقتی آمد دیدم موهایش خیلی بلند است و با یک پیراهن شخصی ناجوری که تنش بود آمد. گفتم : فلانی چرا دیر آمدی ؟ گفت دوست داشتم گفتم: برو پیش آقای شجیعی گفت: آقای شجیعی با من کار دارد بیاید من رفتم به اییشان گفتم: آقای شجیعی من یک نیرویی داشتم که غیبت داشته حالا گفتم بیاید خدمت شما گفته هرکسی کار دارد بیاید. شجیعی پیک گردان را فرستاد و گفت ایشان را یگو بیاید ایشان آمد و با یک حالتی گفت: سلام ، آقای شجیعی گفت علیک سلام و خیلی گرم گرفت بنده خدا فکر کرد حالت دلتنگی چیزی است تا آمد جلو پایش را گذاشت روی پای این برادر یک سیلی محکمی به ایشان زد که دور خودش پیچید بلافاصله بلند شد و گفت من شب عملیات تو را می کشم بخاطر این سیلی که به من زدی اتقاقاً از این قضیه حدود دو ساعتی نگذشته بود که دیدیم فرمانده لشکر آمدند و من جلوی چادر بودم گفتند جریان آقای شجیعی چی بوده است؟ گفتم : هیچی یک وظیفه ای بود گفت نه کی بود؟ مشخصات آن مشمول را دادم رفتند با آقای شجیعی صحبت کردند و نیرو را از ما خواستند و به اهواز منتقل کردند.