https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63099

شناسه خبر: 63099
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۰

پيش بيني شهادت

راوی علی اکبر نظیف : روز 64/11/19 به اتفاق سید ابراهیم شجیعی و تعدادی دیگر از فرماندهان برای شناسایی خط برای شناسایی محلی که قرار بود شب نیرو منتقل کنیم به کنار رود رفتیم وقتی بچه ها را اطلاعات عملیات داشتند خط را توجیه می کردند من دیدم بعید است بتوانیم از این رود بگذریم در حال و هوایی بودم که یک دفعه دیدم شهید شجیعی به من گفت : شهید نظیف فکرش را نکن فردا پیش حوریانی زیاد جوش نزن گفتم همه آرزوی شهادت نظیف را داشتند ولی به گور بردند گفت این شجیعی هم می برد گفتم بله این گذشت و آمدیم چادر آنجا هم نقشه ی عملیاتی داشتیم صبح ساعت 8 بود رفتم گفت: بریم یک گوشه ای من با شما کار خصوصی دارم من هم رفتم گفت تو شهید می شوی گفتم: نه گفت ولی من شهید می شوم و یک کاری دارم که شما باید آن را انجام بدهید . بعد گفتم : یعنی فلانی واقعاً خواب دیدی؟ گفت : بله خواب دیدم و من صد در صد شهید می شوم منتهی کاری دارم که تو باید برایم انجام بدهی دو تا ساک درسنگر داشت در موقعیت شهید داوطلب یک ساک را جدا کرد و گفت این مال بیت المال است ساک دیگر را گفت این لوازم شخصی من است بعد از شهادتم به خانواده ام تحویل بده من ساک ها را تحویل گرفتم یک تسبیحی بود که معاونت فرماندار داده بود که به شجیعی بدهم گفتم این را هدیه برای شما فرستاده اند هر جور صلاح می دانید گفت : پس تسبیح را نگه دارمی دارم ساکها را تحویل گرفتم و بعد از شهادتش ساکها را تحویل لشکر و خانواده اش دادم.