https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63197
شناسه خبر: 63197
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۱
عشق به جهاد
راوی ن.م روح بخش فرجی : به خاطر دارم هنگامی که محمد تصمیم گرفت به جبهه برود شانزده ساله بود و موقعی که به بسیج محل رفت تا برای اعزام به جبهه ثبتنام کند برادران بسیجی مانع ثبتنام ایشان شده بودند و به او گفتند شما در سن نیستید که به جبهه بروید باید از پدر و مادرت رضایتنامه بیاوری محمد با چشم گریان به خانه آمد و به مادرم گفت آیا شما اجازه میدهید که من به جبهه بروم. و در همان لحظه گفت مادر اگر اجازه ندهید من در روز قیامت دامن شما را خواهم گرفت و به خدا عرض میکنم مادرم به من اجازه رفتن به جبهه را نداد. مادرم هم با شنیدن این جمله صورت محمد را بوسید و به او اجازه رفتن داد.