https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63405

شناسه خبر: 63405
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

حسن برخورد

راوی محمد توانائی مروی : یک روز همان اوایلی که من به سایت 5 به عنوان یک نیروی عادی رفتم. من را صدا زدند و گفتند:" آقای نظافت با تو کار دارند." وقتی پیش ایشان رفتم. گفت:" وسایلت را بردار و سوار تویوتا بشو تا با هم به مقر آموزشی اردوگاه انصار برویم و برگردیم. منن هم آماده سوار ماشین شدم. در طی مسیر آقای نظافت خیلی خودمانی سر صحبت را با من باز کرد و گفت:" خوب آقای بهشتی، چطوری خوب هستی؟ داداشهایت چطورند خوب هستند؟ می دانی من از قبل با آنها رفاقت دارم، خودم هم بچه ی نوغان مشهد هستم." من از این آشنایی خیلی خوشحال و ابراز خوشحالی کردم. و با خود گفتم چطور ایشان اینجا به عنوان فرمانده من این طور عادی و خودمانی با من صحبت می کند ولی در مقر انگار که من را می شناسد و سخت می گیرد. _ در همین افکار بودم که به اردوگاه انصار رسیدیم و ایشان آنجا کارش را انجام داد و بعد با هم به مقرمان برگشتیم. و این برخورد آقای نظافت برایم به یادگاری باقی ماند.