https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63407

شناسه خبر: 63407
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

تواضع و فروتني

راوی محمد توانائی مروی : زمانی که قرار شد عملیاتی در منطقه هور العظیم انجام بگیرد. آقای نظافت را به ما معرفی کردند آقا رضا در زیر پشه بند ما می خوابیدند. چون من کنار پشه بند بودم هر کس می خواست از آن خارج شود بیدار می شدم. چند شب با عبور شخصی از خواب می پریدم و باز دوباره به خواب می رفتم. تا اینکه یک شب آن شخص از پشه بند بیرون رفت حساس شدم ببینم او کیست که هر شب از پشه بند خارج می شود، در پشه بند جستجو کردم و آقای نظافت را ندیدم. از پشه بند بیرون آمدم اطراف را جستجو کردم کسی را ندیدم. بعد به طرف دستشویی هایی که در کنار آبراه بود و چند تا تانکر در کنار آن قرار داشت، رفتم. در تاریکی یک نفر را دیدم که با شالی که به سر بسته در کنار دستشویی خم شده و در حال تمیز کردن آن است. _ چون در آنجا شخص بخصوصی نبود که عمل نظافت آنجا را انجام دهد _ من جلو رفتم و دستم را روی شانه اش گذاشتم، وقتی او برگشت، دیدم آقای نظافت است در حالی که فرمانده گردان است این کار را انجام می دهد. ایشان با دیدن من گفت:" شما را قسم می دهم که این جریان را به کسی نگویی، و نگویی که من این کار را انجام می دهم." گفتم: پس آن کسی که دستشویی ها را تمیز و تانکرها را آب می کند شما هستی!