https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63436

شناسه خبر: 63436
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

خبر شهادت

راوی فاطمه میری : به همراه خواهر کوچکترم از پارک می آمدیم که دیدم درب خانه ی ما پارچه ی سیاهی نصب کرده اند وارد خانه شدیم دیدیم همه گریه می کنند و خیلی خانه شلوغ است مادرم به شدت به سر و سینه اش می زد ما هم با دیدن این صحنه شروع به گریه کردیم من چون بچه بودم و خیلی بی تابی می کردم برای این که ما ساکت شویم می گفتند او اسیر شده است و ما هم باور کردیم.