https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63476

شناسه خبر: 63476
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

نوافل و نماز شب

راوی سید ابوالقاسم ابراهیمی: نیمه های شب بود شنیدم که صدای گریه می آید از جایم بلند شدم و دنبال صدا راه افتادم دیدم فرزندم سیدمحمد در حال گریه کردن است و همان جا ایستادم وقتی گریه اش تمام شد به نماز ایستاد و تا چند دقیقه نماز خواند وقتی که نمازش هم تمام شد به ایشان گفتم پسرم هنوز که نماز صبح نشده که نماز می خوانی گفت پدر جان نماز شب می خواندم گفتم گریه ات برای چه است؟ گفت پدر جان نمی توانم به شما بگویم با اصرار زیادی که کردک گفت پدرجان به من الهام شده که به شهادت می رسم و امشب آخرین شبی است که پیش شما هستم و این بار به جبهه بروم به شهادت می رسم.