https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63500

شناسه خبر: 63500
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی فاطمه زنجانی طلب: یک بار که ایشان از جبهه برگشته بودند،بنده در منزل نشسته بودم که پدرشان آمدند و گفتند که بیایید خانه ما که جواد آقا آمده اند و می خواهند شما را ببینند. من پرسیدم که چرا خودشان اینجا نیامده اند؟ گفتند: ایشان مجروح هستند و نتوانسته اند بیایند. بنده از شنیدن این حرف ناراحت شدم و به سرعت خودم را به خانه پدرشان رساندم ، به محض اینکه ایشان مرا دیدند،با اینکه حالشان زیاد هم مساعد نبود جلوی پای من بلند شدند و با من احوالپرسی نمودند. بعد بنده از ایشان نحوة مجروحیتشان را سؤال نمودم. ولی شهید از من خواستند تا ابتدا من حمد و سورة نماز را برایشان قرائت کنم تا بعدا"ایشان نحوة مجروحیت خود را بیان کنند. من این کار را کردم و شهید بنا به تکه کلامی که داشتند، گفتند: تبارک ا... احسن الخالقین و سپس نحوه مجروحیت خود را برای من بیان نمودند.