https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63546
شناسه خبر: 63546
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
تقيد به نماز
راوی محسن رجایی : در منطقه عملیاتی بیت المقدس 2 مستقر بودیم. یک روز صبح که برادر موسوی برای نماز صبح بیدار شده و آستینهایش را بالا زده و وضو گرفته بود، می خواست مرا هم برای نماز بیدار کند. گفتم: حاجی ولم کن، یک کم دیگر بخوابم بعد بلند می شوم. پتو را از روی من برداشت و دستانش را روی صورتم گذاشت. دستانش سرد بود و صورتم حسابی سرد شد. بعد صورتش را روی صورتم گذاشت و گفت: بلند شو دیگر چیزی نگفت: برادر موسوی با این رفتارش می خواست به من بفهماند که اینجا سرما معنی ندارد وجای خوابیدن نیست.