https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63564

شناسه خبر: 63564
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

عشق به جهاد

راوی محمود حسینی معصوم : پلی بین یکی از شهرکهای شیعه نشین عراق که عقبه دشمن آنجا بود، قرار داشت. عراق از این پل که ارتباط بین آن شهرک و بصره بود، استفاده نظامی می کرد و این پل برای او یک پل استراتژیکی به حساب می امد. از سوی نیروی زمینی مأموریتی به یگان تخریب لشگر ویژه شهدا برای انهدام این پل داده شد. این مأموریت برای اجرای عملیات کربلای 4، برنامه ریزی شده بود. زمان توجیه نیروها، وقتی نقشه و عکسهای هوایی را نشان می دادند، یادآور شدند که این پل، مشابه پل پنجم اهواز است. برای برآورد مهمات لازم به سما همین پل حرکت کردیم و محاسبات لازم را انجام دادیم. برای انجام مأموریت نیروها آماده شدند. فرماندة عملیات توضیحات لازم را داد و گفت: توسط قایقها از سه جا ؟؟؟ به سوی پل حرکت می کنیم. ممکن است درگیری ایجاد شود، در این صورت نیروهای گردان پیاده و تعدادی از برادران یگان دریایی که همراه شما می آیند در نقطة دیگری می مانند و با دشمن درگیر می شوند تا نیروهای تخریب به راهشان ادامه دهند تا به پل برسند. نیروهای تخریب هم توجه داشته باشند که روی پل نگهبان گذاشته شده است، دقت لازم را داشته باشید.وقتی وارد منطقه شدیم، برادر موسوی گفت: من هم با نیروهای گروهان انفجارات می روم. به محل از پیش تعیین شده رسیدیم و منتظر دستور فرمانده عملیات بودیم تا وارد عمل شویم. با اصرار زیاد از برادر موسوی تقاضا کردم که من به جای او بروم و نهایتاً تقاضای مرا پذیرفت 7، 8 دقیقه ای به شروع کار مانده بود که مسئول پشتیبانی تخریب آمد و اعلام کرد که من تمام مهمات را آورده ام، فقط چاشنی نداریم. چاشنی ها هم در عقبه در پادگان نیرو هوایی اهواز بود. تا عقبه هم فاصله کمی نبود و از طرفی هم جاده مسدود و نمی دانستیم با ماشین برویم. برادر موسوی گفت: من با موتور به عقبه می روم و چاشنی ها را می آوردم. برادر رضویان که با ما آمده بود. گفت: برادر موسوی بهتر است شما همین جا بمانید، من با برادر حسینی برای آوردن چاشنی به عقبه می رویم. برادر موسوی قبول کرد و همانجا ایستاد. من همراه رضویان به عقبه آمدیم و با تعدادی چاشنی به منطقه برگشتیم و در محلی که باید مستقر می شدیم، آمدیم. همچنان منتظر دستور بودیم ولی خبری نبود. نزدیکیهای صبح با بی سیم تماس گرفتیم و گفتیم: ما آمده ایم، باید چکار کنیم. حرکت کنیم یا نه؟ که دستور دادند فعلاً دست نگهدارید. سپیده که زد از طرف فرماندهی دستور آوردند که باید هر چه سریعتر وسایل را جمع کنیم و برگردیم، مأموریت لغو شده است. و ما همراه نیروها به عقب برگشتیم