https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63575
شناسه خبر: 63575
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
پيش بيني شهادت
راوی مجتبی جاویدی : در عملیات مرصاد همراه برادر موسوی در ارتفاعات و تنگه چهار زبر مستقر بودیم. بعد از فتح تنگة چهار زبر و ارتفاعات اطراف، برادر موسوی همان جمعی را که همیشه با او بودند، کناری کشید و گفت: از جانب فرماندة لشگر، آقای منصوری، مأموریتی به من محول شده است. ظاهراً فرماندة گردان امام رضا (ع) از لشگر ویژة شهدا به شهادت رسیده و پاکسازی تنگة چهارزبر و ارتفاعات اطراف که بر عهدة گردان امام رضا (ع) بود، به فرماندهی من باید انجام گیرد. برادر موسوی در آن جمع از همه حلالیت طلبید و گفت: خلاصه ما را حلال کنید، اگر کدورتی و برخوردی پیش آمده همینجا از یکدیگر بگذریم تا انشاء الله با کوله بار سبکی برویم چون ممکن است دیگر همدیگر را نبینیم. آن شب برادر موسوی از همه خداحافظی کرد و برای انجام مأموریت عازم منطقه شد. ظهر روز بعد همراه 5، 6 نفر از برادران داخل سنگر روی ارتفاعات نشسته بودیم که یکی از نیروها سراسیمه وارد سنگر شد. از چهره اش مشخص بود که حتماً اتفاقی افتاده است. گفتم: چی شده که اینطوری اینجا آمدی؟ گفت: برادر موسوی شهید شده است؟ انتظار شنیدن چنین خبری را مداشتیم. خیلی متأثر شدیم. بچه ها در حالی که گریه می کردند یکی یکی از سنگر خارج می شدند. بغض گلویم را گرفته بود. گفتم: چطوری این حادثه، اتفاق افتاد؟ گفت: هنگامیکه برادر موسوی جهت پاکسازی ارتفاعات عازم منطقه می شدند، چون فرماندهی نیروها را بر عهده داشته، دائماً در منطقه در رفت و آمد بوده است و نیروها هم اسم ایشان را بر زبان می آورد. در همین حین، یکی از منافقین که آنجا پنهان شده، متوجه می شود که برادر موسوی مسئولیت نیروها را برعهده دارد. به محض اینکه برادر موسوی و تعدادی از نیروها به محل اختفا و نزدیک می شوند، بیرون آمده و به طرف آنها تیراندازی می کند که برادر موسوی در آنجا بر اثر اصابت گلوله به درجة رفیع شهادت نائل می گردد.