https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63594

شناسه خبر: 63594
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

خاطرات جنگي

راوی سید حسین موسوی مقدم : از بستان به طرف خرمشهر حرکت کردیم. برای انجام مأموریت که پاکسازی منطقه و خنثی کردن میدان مین و آماده شدن منطقه برای شب حمله بود، چند شب زودتر از عملیات بهخ ایستگاه حسینیه که در فاصلة 35 کیلومتری خرمشهر قرار داشت و به عنوان قرارگاه از انجا استفاده می کردیم، رفتیم. هر شب چند نفر برای خنثی کردن مینها و باز کردن معبر، جلو می رفتند، شبی که نوبت من بود، همراه برادر چوپانی که از نیروهای گروه خودمان بود و چند نفر دیگر از نیروهای اطلاعات، عملیات و برادر جوقتایی به طرف مواضع نیروهای عراقی حرکت کردیم. در پیشروی با میدان مین رو به رو شدیم. برادران همراه ما گفتند: حالا می خواهید چه کار کنید. گفتم: مشغول خنثی کردن مینها می شویم. گفتند: با وجود این سیم خاردارها چند نفر می خواهید بروید؟ گفتم: فعلاً من تنهایی بروم و ببینم چه نوع مینهایی آنجا کار گذاشته اند، بعداً که مشخص شد، برادر چوپانی و یکی از شما بیایند و بقیه برادران همین جا در کمین باشند تا مبادا محاصره شویم از آنها جدا شدم و جلو رفتم. از سیم خاردارها رد شدم. و به دنبال مین گشتم، امّا در آن تاریکی، مین پیدا نکردم. بعد از چند لحظه برادر چوپانی و جغتایی هم از راه رسیدند و جلوتر رفتیم. گفتم: حتماً از اینجا تا سیم خاردار بعدی مینی وجود ندارد و ممکن است از سیم خاردار دومی به بعد مین گذاری کرده باشند ولی به هر حال با احتیاط به سمت جلو حرکت کردیم. به برادر چوپانی و جغتایی که پشت سرم می آمدند گفتم شما فعلاً بایستید تا من جلوتر را بررسی کنم، کمی که جلوتر رفتم و اطراف را نگاه کردم، ناگهان با تعداد زیادی مین جهنده که در اطرافم کار گذاشته بودند، رو به رو شدم. عراقی ها برای اینکه ما را فریب بدهند تا 25، 30 متر از سیم خاردار اول مین کار نگذاشته بودند تا اگر ما آمدیم و دیدیم مینی نیست، بگوییم حتماً از سیم خاردار دوم به بعد مین کار گذاشته اند که در این کار هم موفق شده بودند. اگر یکی از مینهای جهنده منفجر می شد، حتماً کشته می شدیم و چون خوابیده حرکت می کردیم حتماً تکه تکه می شدیم. در آن تاریکی شب، عنایت خدا و معجزه بود که چنین اتفاقی رخ نداد و برای همین بارها خدا را شکر کردیم. به محض دیدن مینهای جهنده به برادران گفتم: جلو نیایید، سر جایتان بایستید که از اینجا میدان مین شروع می شود و مقام اینجا و اطراف را مین کاشته اند، همه هم مین جهنده است آنها، سر جایشان ایستادند. خیلی آرام و با خونسردی و با توکل به خدا به خنثی کردن مینها مشغول شدیم. آن شب حدود 90 تا مین جهنده و ضد خودرو را خنثی کردیم و با اینکه شب اوّلمان بود ولی با توکل به خدا و ایمان کامل و بدون هیچ هراسی و وحشتی کار خودمان را انجام دادیم. حدود ساعت 4 صبح بعد از اتمام کار به طرف نیروهای خودی و مقر آمدیم. آن شب، شب بسیار خوب و فراموش نشدنی بود و هیچ اتفاقی برایمان رخ نداد و با خوشحالی به سوی مقر برگشتیم.