https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63650
شناسه خبر: 63650
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
نوافل و نماز شب
راوی سید علی کرمی : در عملیّات بیت المقدس 2 در منطقة گردرش برف زیادی باریده بود سیّد حسین موسوی مقدّم نزدیک ظهر بود که گفت : بیایید یک چادر با مقداری وسایل برداریم و برویم جلو تا وقتی نیروها می آیند چادر را نصب کنیم . وقتی به محلّ مورد نظر رسیدیم سه چهار نفر بیشتر نبودیم . هوا داشت تاریک می شد و غروب از راه می رسید برف ، باد و بوران خیلی شدیدی بود به سختی چادر را نصب کردیم و مقداری برف ها را کنار زدیم . چون خیلی خسته بودیم و هوا هم سرد بود هر کدام دو کیسه خواب را داخل هم گذاشته و رفتیم داخل کیسه خواب و خوابیدیم . حاجی کنار من بود ، هوا بقدری سرد بود که در هنگام صحبت کردن دندان هایمان به هم می خورد . تقریباً نیمه های شب بود که حاجی بلند شد و طبق معمول هر شب یک کتری خالی برداشت و از چادر خارج شد . من هم بلند شدم و پشت سرش رفتم . برف بقدری شدید می بارید که من در آن دل شب او را نمی دیدم فقط از اثر پاهایش تشخیص می دادم که به کدام مسیر رفته است و یک مقدار که جلو رفتم بر اثر سردی هوا برگشتم و رفتم داخل کیسه خواب و خودم را به خواب زدم . حاجی بعد از 20 دقیقه برگشت و کتری را روی یک چراغ والر گذاشت . آن چراغ را هم به سختی روشن کرد و در آن تاریکی یک گونی خالی را پیدا کرد و آمد بیرون چادر . من مجدّداً بلند شدم و از چادر بیرون آمدم . دیدم در آن هوای سرد دارد نماز شب می خواند .