https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63661
شناسه خبر: 63661
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
احساس مسؤليت
راوی فاطمه ذبیحی : حسین آقا زمانی که در کردستان بود، هر 15 روز یکبار به ما زنگ می زد. یکبار که با ما تماس گرفت گفتم: مادر چرا نمی آیی؟ دوری تو برای ما خیلی سخت است. گفت: مادر اینجا ناموس مردم در خطر است من باید اینجا باشم و از آنها دفاع کنم. گفتم: تو که نه خواهر داری و نه همسر، فقط یک مادر پیر داری که زنده ماندن و مردن برایش فرق نمی کند. گفت: نه مادر! همه ناموس ما هستند. آنها مثل مادر و خواهرهای ما هستند و ما باید از آنها دفاع کنیم.