https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63717
شناسه خبر: 63717
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲
شجاعت و شهامت
راوی محمد رضا قهرمانی: عصر بود که تانک های دشمن در عملیات میمک نزدیک آمدند و بچه ها با آر پی جی 11 تانکها و عراقی ها را می زدند دیدم که محمد رضا ارفعی با مهدی میرزایی از جلو ما با موتور رد شدند فکر میکنم ارفعی جلو نشسته بودو میرزایی پشت سرش اینها رفتند پایین تر و در همین حین دیدیم که خمپاره 60 زدند فردایش به ما دستور دادند که 106 را بکشید عقب فردایش خبر آوردند که میرزایی شهید شده است پرسیدم ارفعی هم شهید شد بعد از عملیات که آمدیم مشهد فهمیدم که ارفعی مجروح شده و در بیمارستان بستری است وقتی به عیادتش رفت خود ارفعی تعریف می کرد به محض اینکه خمپاره 60 آمد یکدفعه دیدم تمام اطراف ما پراز گرد وخاک شده است یک مقداری من احساس سوزش کردم فکر کردم که دیگر شهید شدم و یا شهید می شوم خوشحال شدم وبا خودم گفتم که خوب شد آن جایی که تعریف می کردند وقتی آدم شهید می شود این چنین می شود وآنچنان می شود این ها را می رویم ومی بینیم می گفت اتفاقاً گرد وخاک که خوابید ما دیدیم نخیر بغل دستی ما که مهدی میرزایی باشد شهید شده است وما کماکان زنده هستیم و ما یک خراش جزئی برداشتیم در صورتی که مجروحیتش عمیق بود و یادم است که حدود یک ماه ایشان مجبور شد در بیمارستان بستری بماند ترکشی را که از توی سر ایشان در آورده بودند را گذاشته بودند داخل یک کلینیکس .