https://shohada.org/index.php/fa/shahid/content/63718

شناسه خبر: 63718
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۲

نوجواني و جواني

راوی محمد رضا قهرمانی: یادم است زمانی که در دبیرستان محمد رضا ارفعی تحصیل می کردند روزی وقتی برای دستشویی به توالت های دستشویی رفته بود در هنگام برگشتن دیدم عصبانی و ناراحت است کتا بهایش را زیر بغل گرفته بود و گفت دارم به خانه می روم پرسیدم چرا خانه؟ هنوز دو زنگ دیگر کلاس داریم بالاخره ایشان رفت فردا که به مدرسه مراجعه کرد من از خاطرم رفته بود که از ایشان علت رفتن دیروزش به خانه را بپرسم ایشان بدون مقدمه گفت معذرت می خواهم هر وقت می خواهیم برویم و از این دستشویی های عمومی استفاده کنیم من جمله دیبرستان سعی کنید اگر داخل آفتابه آبی هست خاکی کنید بیان این مطلب برای من جای تعجب بود چرا ایشان دارد چنین حرفی می زند یک مقداری که با ایشان صحبت کردم کاشف برآمد که آن روز این بنده خدا وقتی که به دستشویی می رود بعد میخواهد از آب آفتابه استفاده کند که می بیند یک آدم نفهمی آفتابه را از آب ادرار پر کرده است و ایشان خیلی دلگیر شده بود و حالت خاصی داشت یک مقداری با ایشان شوخی کردم دیدم نه شوخی بردار هم نیست